المحقق السبزواري

469

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

مذمومهء بخل در ميان خلق شايع گردد . و آثار و اخبارى كه از بذل و جود و عطاى مردمان پيشين در كتب مسطور است و در السنه مذكور ، بنا به خفّت مؤنت و سبكى خرج و عدم اسراف و تبذير بوده . و بنابر اسباب مذكوره ، غلبه و ظفر اكثر اوقات گروهى را بوده كه سبكبار و كم‌مؤنت بوده‌اند و به تنعّم و تلذّذ و توسّع در شهوات ، از مأكول و غير آن ، معتاد نبوده‌اند و جفاكشى و سختى پيش ايشان مأنوس بوده . لشكر عرب [ كه ] بر اكاسرهء عجم و قياصرهء روم استيلا يافتند ، مأكول ايشان قليل بود و ايشان را زيب و زينتى نبود و ناز و نعيمى عادت نداشتند . لشكر چنگيز و اولاد او كه بر اكثر ممالك عالم استيلا يافتند و از اقصى مشرق و شمال تا منتهى شام و روم به تصرّف درآمد ، از تنعّم بغايت دور بودند و پوشش بسيارى از لشكر چنگيز ، بلكه ايشان ، پوست حيوانات بود و در حال احتياج به علف صحرايى توانستند گذرانيد . امير تيمور گوركان [ حكومت : 771 - 807 ق . ] كه بر اكثر معمورهء عالم استيلا يافت و چندين ملك و قلعه گرفت و چندين لشكر به شمشير بشكست و سفرهاى دراز با لشكرهاى بيحدّ و حصر مىتوانست كرد ، به قوّت آن بود كه لشكر او سبكبار بودند و حاجات و ضروريّات بسيار نداشتند و در بيابان دشت قبچاق « 1 » كه شش ماهه راه در بيابان رفت و آذوقه به پشت چهارپايان بردند ، بنابر آن توانست كه ملاحظه نموده بود كه از يك من آرد به اضافهء سبزيى كه در آن صحرا به‌هم مىرسيد شصت كاسه آش آرد پخته مىشد و حكم نموده بود كه هيچ‌يك از افراد سپاه و امرا و شاهزادگان روزى به غير از يك كاسه از آن آش چيزى ديگر نخورند و هيچ‌كس را حدّ آن نبود كه خلاف اين حكم تواند كرد . و به قوّت اين تدبير او را سفرى بدان دورى ميسّر شد و بر خصمان غلبه و استيلا يافت . و چون اين طريقهء سبكى معاش و سبكبارى در ميان تركان شرقى و شمالى معمول است ، ايشان را غلبه و استيلا بر ممالك بسيار رومىدهد . سلجوقيان كه از آن تركان بودند از لب جيحون تا اقصاى روم متصرّف شدند . و سلاطين آل عثمان نيز در اصل از آن تركانند سيصد و هفتاد و پنج سال است كه پادشاهى مىكنند ، چون مؤنت ايشان نيز سبك است

--> ( 1 ) . نام دشتى و صحرايى است از تركستان و طايفه‌اى از تركان همان نواحى را قبچاقى گويند . نك : برهان قاطع ، ج 3 ، ذيل همين واژه .